محمد تقي جعفري
142
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
سست عنصرى و بىتفاوتى اكثريت مردم در بارهء حقوق جان خود ، يكى از عوامل بدبينى و نگرانى عميق به نوع انسانى بوده است على بن ابي طالب ( ع ) به آن مردم چه مىگفت و از آنان چه مىخواست آيا به آنان مىگفت : برويد تسبيحى بدست بگيريد و از بامداد تا شامگاه و از شامگاه تا بامداد ، در مساجد اعتكاف كنيد نه هرگز ، على بن ابي طالب به آنان مىگفت : من به شما مردم مىگويم : همهء صحنههاى زندگى با داشتن اين آگاهى كه در مسير رشد و كمال هستيد ، مساجدى هستند كه شما را با خدا در رابطهء مستقيم قرار مىدهند . اگر شما اين رأى مرا ناديده بگيريد و اطاعت نكنيد ، وجود اين رأى مانند عدم آن است . آيا من به شما مىگويم : شمشير بدست بگيريد و با هر كس كه روياروى قرار گرفتيد ، فوراً او را درو كنيد نه هرگز . من ساليان عمرم را با شما گذراندهام ، شما از همه شئون زندگى من اطلاع داريد . آيا كسى را سراغ داريد كه مانند من شجاع و سلحشور و قهرمان ميدان نبرد باشد و با اين حال از خونريزى چنان ترس و وحشت داشته باشد كه از نابودى مطلق خويش من مىگويم : وقتى كه براى شما قطعى شد كه دشمن مىخواهد رگهاى گردن شما را ببرد و يقين پيدا كرديد كه دشمن چنان درنده - خو شده و حالت ضد انسانى به خود گرفته است كه اگر بر شما مسلط شود ، حيات شما را از جنين گرفته تا كودكان نو رسيده تا پيران كهنسال به آتش خواهد كشيد و سپس سوزاندن مزرعهء حيات شما را براى خود وسيلهء افتخار قرار خواهد داد ، برخيزيد و شمشير به دست گرفته از حيات خود و ديگران دفاع كنيد و ضمناً بدانيد شمشير مانند چاقوى جراحى است كه فقط و فقط بايد عضو فاسد و مفسد را از بين ببرد و كمترين بىتفاوتى در چرخانيدن شمشير و بىاعتنائى به آن شمشير كه بر سر چه كسى فرود مىآيد ، بطور قطع همان شمشير برميگردد و دير يا زود بر سر خود نيز فرود مىآيد . اين رأى من است كه بشما مىگويم . بار ديگر بشما مىگويم : هر شمشيرى كه بناحق بر سر انسانى فرود آيد ،